تبلیغ در مسیر اجتهاد و فقاهت
«تبلیغ در مسیر اجتهاد و فقاهت»
استاد محمد حسین عبدی
۱. جایگاه تبلیغ
تبلیغ یک «فریضه» است، يعنی واجبی که در قرآن ذکر شده است. فراتر از یک «شغل» یا «حرفه» است. تبلیغ اتمام حجّت است.
۲. تفکیک بین مبلغ عام و مبلغ خاص
برای درک صحیح رسالت حوزوی، نیازمند تفکیک دقیق میان دو صنف از مبلغان هستیم:
مبلغ عام (آحاد امت اسلامی):
تبلیغ دین کار «امّت» است. هر فرد متدینی، حتی خارج از سلک طلبگی، وظیفه ارشاد جاهل و امر به معروف را بر عهده دارد.
مبلغ خاص ( طلاب حوزههای علمیه):
طلبه حوزه علميه، یک «مبلغ خاص» محسوب میشود. تبلیغ در این ساحت، امری کاملاً تخصصی است. برخی از روشها و ادبیات و رفتاری(نظیر مزاح ها یا رفتارهای خارج از شأن) که شاید برای یک مبلغ عام جهت تبلیغ مجاز و حتی موثر باشد، لزوماً برای مبلغ خاص (که نماینده نهاد دین است) ممکن است شایسته نباشد چراکه مبلغ خاص نیازمند رعایت موازین دقیق شرعی و صنفی در دعوت به دین و ارشاد است.
لزوم حفظ وزانت و وقار:
مبلغ دین باید «فاخر» باشد؛ نه به معنای حجاب آفرینی و زینة المجالس بودن، بلکه به معنای «کنشگریِ چابک، ماهرانه و هوشمندانه در چارچوب موازین اخلاق و آداب اسلامی».
عدول از زیِ طلبگی برای جذب مخاطب، خطایی است راهبردی که گاه جایگاه مبلغ خاص را به سطح مبلغ عام تقلیل میدهد.
۳. نسبتسنجی اولویت میان اجتهاد و تبلیغ
تقابلی که گاه میان «تبلیغ» و «اجتهاد» در بحث میان دغدغه برخی از طلاب انجام میشود، غالباً از موارد تضییع عمر است. طلبه در بصیر و در خط اجتهاد درمییابد که اولویتِ امروز حوزههای علمیه، «تبلیغ» است.
این اولویت باید با نگاهی فقیهانه قابل تبیین است چون وقتی هر دو کار مناط « حکم اصولی » دارد می توان در تزاحم ملاکی بین احکام اصولی یا تزاحم امتثالی، آن را بررسی کرد:
۱ـ در تزاحم ملاکی:
در عالم ملاکات، قطعاً «تبلیغ» اولویت دارد؛ زیرا تبليغ به مقصد نهایی که «هدایت انسانها» است، نزدیکتر میباشد. اجتهاد مقدمهای است برای اینکه تبلیغ (رساندن پیام دین) محقق شود «لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ... وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ».
٢- در تزاحم امتثالی:
در مقام عمل به دو حكم اصولى ، هر دو تکلیف (تحصیل اجتهاد و تبلیغ) واجباند و نباید یکی فدای دیگری شود. و با توجه به آسيب هاى وسيع فعلى در فقدان يا نقصان اعتقاد و عمل به دين تبليغ اهم مى شود چرا که در ناحیه تولید محتوای تبلیغی کمبود نداریم. نیاز به «عمل» باقی است؛ لذا «حذر عملی» و هدایت متوقف بر حجم گسترده تبلیغ است.
۴. مؤلفههای سهگانه اجتهاد مطلوب
اجتهادی که حوزه علمیه باید به عنوان مأموریت خود تعریف کند، نیازمند سه ویژگی بنیادین است:
۱ـ جامعیت (اجتهاد جامع): اجتهاد فقهی و اصولی بدون تکیه بر «مبانی حکمت»، «زمینههای اخلاق»، «پشتوانه انسانشناسی الهی» و «شناخت موضوعات خارجی»، ابتر و ناقص است. فقیه باید به تمام ابعاد دین و انسان مسلط باشد.
۲ـ کارآمدی (اجتهاد کارآمد): اجتهاد باید توانایی حل مسائل روز را داشته باشد و ناظر به واقعیات جامعه باشد.
۳ـ مخاطبشمولی (اجتهاد فراگیر): قلمرو اجتهاد باید تمام نفوس انسانی در تمام شؤون را در بر گیرد؛ از زمان انعقاد نطفه تا پس از مرگ. همچنین باید شامل تمام اقشار (زن، مرد، نوجوان، جوان) و حتی وضعیتهای مختلف اعتقادی (مؤمن، کافر، صبی ممیز و...) باشد. احکام مختلف شرعی و قاعده اشتراک احکام و عقاید، گواهی بر این شمولیت است.
۵. تبلیغ به مثابه «آزمایشگاه» و «فرصت مطالعاتی»
برای دستیابی به اجتهادی با ویژگیهای فوق (جامع، کارآمد و مخاطبشمول)، صرفِ تحصیل علمی کافی نیست بلکه باید اشراف بر محیط و مخاطبان و مسائل آنها نیز حاصل شود و دوران تبلیغ برای طلاب، حکم یک «فرصت مطالعاتی» و «آزمایشگاه عملی» را برای اطلاع و اشراف را دارد.
نگاه به دوران تبلیغ نباید به عنوان وقفهای در تحصیل باشد، بلکه تبلیغ خود بخشی لاینفک از فرآیند تحصیل اجتهاد است:
رصد میدانی: طلبه باید در میدان تبلیغ، انسان معاصر، تحولات اجتماعی و مسائل مستحدثه را رصد کند.همانگونه که دانشجوی پزشکی بدون حضور در بیمارستان و مشاهده بالینی بیمار، صرفاً با مطالعه کتب طبی پزشک نمیشود، طلبه نیز بدون حضور در «آزمایشگاه تبلیغ» فقیه جامع و کارآمد نخواهد شد. تا زمانی که طلبه با «درد»های افراد جامعه و «بیماری»های فکری و اخلاقی از نزدیک مواجه نشود، درک درستی از «درمان» و «دارو» دین نخواهد داشت.
بازسازی نرمافزار اجتهاد: حضور در میدان تبلیغ، فرصتی است برای «رصد میدانی» و «موضوعشناسی». طلبهای که مثلا ۵۰ روز در میان مردم زندگی میکند و با چالشهای انسانِ مدرن و پستمدرن دست و پنجه نرم میکند، پس از بازگشت به حوزه، با انگیزهای مضاعف و بصیرتی عمیقتر به سراغ متن اجتهاد میرود. او اکنون میداند در پیِ چه میگردد و هر مبحث علمی، پاسخ به کدام نیاز واقعی است.