اعلان‌های جدید
در حال بارگذاری...
مشاهده صفحه اصلی
ورود
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم - فلو لا نفر من کلّ فرقة منهم طائفة لیتفقّهوا في الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلّهم یحذرون - قال الصادق علیه السلام : لوددت أنّ أصحابي ضربت روؤسهم بالسیاط حتّی یتفقّهوا في الحلال و الحرام - عن أمیرالمؤمنین علیه السلام: مَن جدَّ وَجَدَ - قال أمیرالمؤمنین علیه السلام: العقل أقوی أساس - اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد - تفقّهوا في الدین
حرم

مشروعیت خمس ارباح مکاسب

تاریخ ثبت: ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

متن پرسش

سلام علیکم
اگر در ارباح مکاسب خمس هست پس چرا در تاریخ اثری نبوده و عامه هم آن را قبول ندارند؟


پاسخ

سلام علیکم

۱. خمس به نص قرآن کریم (سوره مبارکه انفال / ۴۱) واجب است و موضوعش با صدقه واجبه (زکات) و مالیات ها یعنی خراج و مقاسمه متفاوت است و واضح است که هر موضوعی حکم خودش را دارد.

۲. از صدر اسلام خمس غنایم جنگی پس از نزول آیه فوق به عنوان مصداقی برای غنیمت امری رایج بوده است و اسناد بسیار از منابع روایی و تاریخی عامه و خاصه بر آن دلالت دارد.. لذا جای شبهه در اخذ آن نیست.

و در غیر آن نیز مانند رکاز(معدن) نیز روایت نبوی معروف (فی الرکاز الخمس) وارد شده و همچنین در کنز (گنج).

درباره سود کاسبی نیز در روایت نبوی فرمودند: وهل تدرون ما الإیمان بالله؟ شهادة أن لا الله إلا الله وأنّ محمداً رسول الله، وإقام الصلاة وإیتاء الزکاة وتُعطوا الخمس من المَغنَم...

مغنم مطلق فایده را گویند که شامل ارباح مکاسب هم می شود.. این روایت در جواب نماینده عبدالقیس صادر شده که نمی توانستند از محل خودشان خارج شوند که طبیعتا نمی توانستند بجنگد و غنیمت به دست آورند و لذا مغنم اشاره به فایده غیر جنگی دارد.

۳. خمس ملک پیامبر صلی الله علیه و آله و بنی هاشم است و ابتداءً وجوب جبایت و جمع آوری ندارد بخلاف زکات و مالیات خراج و مقاسمه که امر به اخذ و جمع دارد و لذا در تاریخ انعکاس وسیع دارد به خلاف خمس که اشخاص به عنوان وظیفه فردی آن را می دادند و بسیاری از افراد بلکه غالبشان نیز در معرض گنج و غوص نبودند تا خمس بدهند کما اینکه بسیاری از آنها ربح کسب زائد بر مؤونه سال ندارند تا پرداخت خمسش را کنند و لذا کمتر از خراج و مقاسمه ظهور دارد.

۴. عدم قول مشهور فقهای عامه به وجوب خمس ربح کسب و تبعیت حکامشان از صدر اسلام از آنها زمینه بروز این حکم الهی را از بین برده و لذا پرداخت آن در میان عامه کتر ملاحظه می شود.

اما در میان شیعیان به تبع اهل بیت علیهم السلام گزارش های متعددی در خمس و اعطای آن وجود دارد.

۵. تدریجیت تبیین احکام نیز از دلایل عدم مشاهده خمس ربح مکاسب می تواند باشد یعنی در صدر اول، اصل خمس بیان شده اما مصادیق آن به مرور زمان تبیین شده مانند بسیاری از احکام شرع.

۶. تحلیل خمس به طور قضیه شخصیه و موقت نیز ( بر اساس تحلیل مالکی نه شرعی ) امری است که از روایات خمس ارباح مکاسب قابل استفاده است مثلا به دلیل تنگدستی شیعیان و یا حلال شدن مناکح و مطاعم ، ائمه علیهم السلام مال خود را از خمس برای برخی شیعیان حلال می کردند کما اینکه از انفال هم تحلیل فرمودند و این امر نباید امری دایمی تلقی کرد چرا که این ادله از اثبات تحلیل کلی قاصر است.

۷. زمانی که ائمه علیهم السلام کمی هم بسط ید پیدا می فرمودند با نصب وکلا در بلاد مختلف خمس را دریافت می کردند و اسناد روایی متعددی بر این امر دلالت دارد پس تصور اینکه خمس ارباح مکاسب وجود نداشته صحیح نیست.

۸. روایت نبوی در خطاب به ابی ذر و سلمان و مقداد : اخراج الخمس من کل ما یملکه احد من الناس (وسائل ج ۹ ص ۵۵۲) از نشانه های ثبوت خمس ارباح از زمان رسول الله صلی الله علیه و آله است.