صعب مستصعب در روایات فقهی
متن پرسش
استاد در مورد احادیثی که عبارت «صعب و مستصعب» داریم بنظرتون منظور، امر اهل بیت و پذیرش ولایت آنها نیست؟ کما اینکه به صراحت در برخی روایات داریم که امرنا صعب مستصعب، نه سخت بودن فهم کلام حضرات.
بر فرض قبول اینکه صعب و مستصعب بودن مربوط به خود حدیث اهل بیت و کلامشان باشد بنظر میرسد مربوط به برخی احادیث اعتقادی است نه احادیث فقهی مانند کلام امیرالمومنین که انا الاول و الآخر ....
بخاطر اینکه اگر صعب و مستصعب را در مورد فهم روایات به کار ببریم بعد در اجرای اصول لفظیه و فهم عرفی از کلماتشان و موارد بسیار دیگر دچار اشکال می شویم
و فارغ از اینها واقعا احادیث فقهی هرچند دقیق هستند ولی صعب مستصعب نیستند کما اینکه قانون نیز چنین است
پاسخ
سلام علیکم
مورد مخصص نیست، و بین مثبتات هم تنافی نیست، و سختی و راحتی مسئله اجتهادی به نسبت احادیث اهل بیت علیهم السلام در باب احکام مخصوصا موارد تقیه هم وجود دارد و لذا در فهم برخی أحادیث فقهی به ملاحظه متغیرات مسئله صعوبت خاص هم نسبت به کشف حکم واقعی می تواند وجود داشته باشد و کم له نظیر فی الفقه.
اجمال نصوص هم کم نیست و صعب مستصعب در مقام تنقیح موضوع است نه در مقام احتجاج و عمل به اصول لفظیه. و اصل عملی در اجمال نصوص و موارد صعبه غیر ظاهر هم هست.
و مخفی نماند اختلاف محققات اعتقادی و فقهی دو مفهوم صعب و مستصعب موجب انحصار آن دو یکی نه دیگری نیست بلکه در اعتقادات اعتقاد اجمالی به اصول دین کافی است و فهم صعب و مستصعب مکلَّف به نیست، به خلاف فقه که صعب و مستصعبش به تفاصیلش مکلَّف به ما لم یستلزم التجاوز عن حدّ الاطاقة است.